تبليغاتX
چون او شدم


چون او شدم

پیدای نا پیدا شدم

دستام خالیه از همه وجودت

 

دستام خالیه از جنس تن داغت

 

دستام خالیه از برق روی موهات

 

دستام خالیه از نوازش روی لبت

 

دستام خالیه از ناز چشمات

 

دستام خالیه از حس مست تو

 

دستام خالیه از خواهش جانم

 

دستام خالیه

 

ذهنم پره از لبم روی لبت

 

ذهنم پره از دستم روی تنت

 

ذهنم پره از موج برق روی موهات

 

ذهنم پره از آواز نگات تو چشام

 

ذهنم پره از خواهش نگام

 

ذهنم پره از خاطره

 

 

نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 22:58 توسط اشک غم| |

 

دلم گرفته از آدمایی که میگن دوست دارن اما معنیشو نمیدونن .ازادمایی

که میخوان ماله اونا باشی اما خودشون ماله تو نیستن .از اونایی که زیر

بارون برات میمیرن اما وقتی افتاب میشه همه چیز یادشون میره.ازآدمایی

که میگن حرف هیچکی در مورد تو براشون مهم نیست اما تا یک حرف

میشنوند میرن سراغ یک نفر دیگه .از آدمایی که رفیقه نیمه راهن.از ادمایی

که دسته ادمو تو حنا میزارن با اینکه قبلش میگن برو من دارمت . خلاصه از

ادمایی که رفاقت رو تو خوشی میدونن.

 از...

 

 

تو باشی و من...

 

یه اتاق باشه ..... گرم گرم .... روشن روشن

تو باشی...منم باشم

کف اتاق سنگ باشه.. سنگ سفید..تو منو بغل کردی که نترسم

که سردم نشه...نلرزم

می دونی ؟

تو منو بغل کردی طوری که تکیه دادی به دیوار

پاهاتم دراز کردی...منم اومدم نشستم جلوت

بهت تکیه دادم

دو تا دستاتو دور من حلقه کردی

بهت میگم چشماتو می بندی؟...می گی : آره

چشماتو می بندی

بهت می گم : قصه می گی تو گوشم ؟

می گی : آره

و شروع می کنی به قصه گفتن تو گوشم

آروم آروم.......قصه می گی

یک عالمه قصه بلندو طولانی که هیچ وقت تموم نمی شه

 

 

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 9:21 توسط اشک غم| |

 

***تندی رگبار از تو...

***سر پناه یار از تو...

***قلب بر دیوار از من...

***شهر بی حصار از تو...

***گونه ی تب دار از من...

***بغض چشمه سار از تو...

 

 

***خواب گندمزار از تو...

***بخشش و ایثار از تو...

***هق هق بسیار از من...

***تردی بهار از تو...

***اسب بی سوار از من...

***قصه ی فرار از تو...

 

 

***نفس نفس بودن من از تو...

***شکفتن و گفتن من از تو...

***غرورم کن خط به خط از تو...

***بیا ببین در چه حالم از تو...

***ببین ببین چه زلالم از تو...

***بیا شعر محال من شو...

***این ترانه ها از تو...

***نبض و بزم ما از تو...

***خواب این سفر از من...

***راه ناکجا از تو...

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 10:37 توسط اشک غم| |

 

شبهای روشن...

 

¤¤¤  بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو  ¤¤¤ 

 ¤¤¤بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو¤¤¤  

  ¤¤¤  شب از فراق تو مینالم ای پری رخسار  ¤¤¤   

¤¤¤  چو روز گردد گویی در آتشم بی تو  ¤¤¤

 ¤¤¤  دمی تو شربت وصلم نداده ای جانا  ¤¤¤ 

¤¤¤  همیشه زهر فراقت همی چشم بی تو  ¤¤¤

 ¤¤¤  اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا  ¤¤¤ 

¤¤¤ دو پایم از تو جهان نیست‌‌‌٬ در کشم بی تو  ¤¤¤

 ¤¤¤  پیام دادم و گفتم بیا خوشم بیدار  ¤¤¤ 

¤¤¤  جواب دادی و گفتی خوشم بی تو  ¤¤¤

 

شبهای روشن...

 

 

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 3:5 توسط اشک غم| |


Design By : Night Skin